اسطوره داستانی است کهن که معمولاً به بحث درباره‌ی آغاز یا فرجام آفرینش یا تاریخ می‌پردازد و مجموعه‌ی به هم پیوسته‌ای از این داستان‌ها «فرهنگ اساطیری» یک ملت را می‌سازند. بسیاری از اساطیر بیانگر اشکال دگرگون شده‌ی ادیان یا آیین‌های باستانی هستند. حماسه اما برخلاف اسطوره لزوماً درباره‌ی آغاز تاریخ آفرینش یا فرجام آن نیست و قهرمانان آن گرچه گاهی از وجه‌ی ماوراء طبیعی برخوردارند، خدا یا فرزند خدایان نیستند. آنها مدت محدودی زندگی می‌کنند و پس از انجام اعمال شگفت‌آور سرانجام مرگشان فرا می‌رسد. البته بسیاری از حماسه‌ها ریشه در اساطیر دارند که به نوعی عرفی و دنیوی شده‌اند. لذا حماسه‌ها معمولاً  به دوران متاخرتر بر‌می‌گردند.

تاریخ کشور ما را همواره کاتبان دربار یا موبدان نوشته‌اند. به این ترتیب صاحبان قدرت آنچه را که خواسته‌اند به ما راست نمایانده‌اند. از این رو جایگاه راست و دروغ در تمامی طول تاریخ ما واژگونه است. لذا شاید بتوان گفت که اساطیر و حماسه‌ها که به ظاهر دروغ می‌نمایند بیش از تاریخ از حقیقت بهره‌مندند. پس می‌توانیم امیدوار باشیم که با رمزگشایی از اسطوره ها به هاله‌ای از حقیقت دست یابیم.